پروفایل نویسنده

آرشیو مطالب

کلیه مطالب این وبلاگ

طراح قالب : آی تم



برای تویی که می دانم در این روزگار غریب،...تنها به تو دلخوشم

 

-تو بارانی که شب هنگام
 به باغ سینه ام تطهیر می بخشی
 و یا بر دست و پای غم
 غل و زنجیر می بخشی

و من چون کودکی خندان

به باران بوسه می بخشم
و رنگ سرخی از گل ها
به روی گونه می بخشم

تو می تابی به دست من
چو خورشیدی که زرین است
دلت دشتی پر از گندم
نگاهت رنگ پرچین است

و من چون لاله ی سرخی
به نورت عشق می ورزم
و در اوج حرارت ها …
به خود آهسته می لرزم

تو از آن سوی گندم ها
برایم سیب می چینی
صدایم را تو می فهمی
نگاهم را تو می بینی

و من با شربتی شیرین
به دیدار تو می آیم
تو پیچک وار می پیچی
به دستانم ، به پاهایم

تو با گیسوی شبرنگم
میان باد می رقصی
و از پایان ره دیگر
نمی ترسی ، نمی ترسی !

و من چون بید مجنونی
سرم خم می شود یکسو
و اختر های شعر من
به دستم می زند سوسو

برایت شعر می خوانم
و سر بر دامنم داری
برایم قصه می گویی
به آرامی ، به دلداری

بهشت کوچک ما را
هزارن پولک رنگی
چه زیبا می کند اکنون
چه آوازی ! چه آهنگی !

همین ها بس …
نسیمی می وزد برما
خدایا من نمی خواهم
دگر چیزی از این دنیا



همین رویای شیرین را
نگیر از من ، نگیر از ما…


برچسبـهـ ـا :
۱۳٩۱/۱۱/٢٠ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ |- `°•♥golnaz♥•°` -| نظرات ()

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________
aytem.cf